داستان روباه دم قرمزی در انجمن آموزش زبان فارسی

Viewing 1 reply thread
  • Author
    Posts
    • #110302

      داستان روباه دم قرمزی در انجمن آموزش زبان فارسی برای غیر فارسی زبانان به شکل داستان ناتمام برای تمرین خواندن و نوشتن فارسی و شکوفایی خلاقیت در نوجوانان فارسی آموز

      داستان فارسی ناتمام زیر را بخوانید و با استفاده از خلاقیت خود، آن را کامل کنید.

      داستان روباه دم قرمزی

      یکی بود، یکی نبود. در یک جنگل سرسبز و زیبا، حیوانات زیادی زندگی می کردند. در بین این حیوانات، روباهی بود که با روباه های دیگر فرق داشت. دم این روباه کاملا قرمز بود، یعنی حتی نوک دم روباه، مثل روباه های دیگر، سفید نبود و کاملا قرمز بود. به این خاطر، همه به او، روباه دم قرمزی می گفتند.

      متاسفانه، دوستان روباه دم قرمزی، او را به خاطر داشتن دم کاملا قرمزش مسخره می کردند. دم قرمزی خیلی از این بابت ناراحت بود و نمی توانست با هم سن و سال های خود بازی کند. به این دلیل، تصمیم گرفت تا از آن جنگل برود.

      دم قرمزی، کوله بار خود را بست و به سمت کوهستانی که در شمال جنگل بود، راه افتاد، با این امید که در کوهستان بتواند دوستان جدیدی برای خود پیدا کند.

      لطفا در قسمت زرد رنگ پایین همین صفحه، داستان روباه دم قرمزی را به زبان خود کامل کنید.

    • #110367
      Samira Ghafari
      Participant

      وقتی که به کوهستان رسید یک گله ی روباه را دید. او دید که همه ی روباه های آن جا رم های قرمز داشتند. او به گله ی روباه ها رفت و همه به آن خوشامدگویی کردند. روباه دم قرمز بلاخره دوست هایی پیدا کرد که نسل آن بودند و آن را مسخره نمی‌کردند

      • #110369

        خیلی خوب داستان روباه دم قرمزی رو ادامه دادی و تموم کردی، امیرعلی. خلاقیت و قدرت تصور خیلی خوبی برای داستان گویی داری!

        در تعریف داستان، این اشتباه ها رو انجام دادی:

        رم های قرمز = دم قرمز

        بلاخره = بالاخره

        نسل آن بودند = مثل او بودند

Viewing 1 reply thread
  • You must be logged in to reply to this topic.
Categories:

This page was published on by