روانشناسی کودک در آموزش و تاثیر آن در بهبود روند یادگیری

روانشناسی-کودک-در-آموزش

روانشناسی کودک در آموزش

مهمترین وجه اشتراک کودکان “کودک بودن” است. هر کودک دارای شخصیت خاص خود است. معلم باید شخصیت هر یک از آنها را شناخته و با هر یک از آنها به تناسب شخصیت وی رفتار کند. هنر معلم خوب در برقراری ارتباط درست با کودکان و پایه ریزی احترام متقابل می باشد. اگر کودکان معلم خود را دوست بدارند بدون ترس و با احترام در کلاس حاضر شده و با تمایل درونی از یادگیری لذت می برند.

توجه به توانایی های کودکان:

کودک نمی تواند ساعت های متمادی به کار کردن و تفکر بگذراند. باید در فرصت های لازم و مناسب او را آزاد گذاشت تا آنچه مورد علاقه اوست، انجام دهد و معلم فقط ناظر و راهنما باشد.

کودک با حس آزادمنشی خاص خود، دوستان خود را بدون توجه به اختلافات طبقاتی، ظاهری و غیره برمی گزیند و روحیه ای مساعد برای دوستی و همکاری دارد.

کودک با دقت و کنجکاوی بسیار اندیشیده و سوال می کند. سوال های کودکان در حد تجربه های خود آنها بوده، اگر در مراحل نخستین با خوش رویی و مهربانی پاسخ داده شود به تدریج کنجکاوتر شده و از این رو دامنه اطلاعات آنها گسترش می یابد.

ایجاد انگیزه در کودکان:

کودکان علاقه دارند هر چه زودتر در کاری که آغاز کرده اند موفق شوند. اگر معلم روشی به کار برد که کودک زودتر نتایج موفقیت خود را لمس کند میل به پشتکار و اقدام به کارهای تازه و بهتر در او رشد میکند. اما اگر با انتقادهای بزرگ و آزاردهنده مواجه شود، احساس سرافکندگی و عدم اعتماد به خود در کودک شکل می گیرد. نباید فراموش کرد که احساس موفقیت در یک کار مهمترین انگیزه برای فعالیت های بعدی کودک است.

احساس مسئولیت در کودکان:

کودکان در محیط خانواده با انجام دادن کارهای شخصی و کمک به والدین با مسئولیت های خود آشنا می شوند. معلم نیز باید متناسب با توانایی و تمایل کودکان مسئولیت هایی را به آنها محول نماید. تشویق کودکان برای انجام تکالیف و بازی های  گروهی و طرح مسئولیت در بازی، شخصیت اجتماعی کودکان را به بهترین نحو شکل می دهد.

بکارگیری تخیل کودکان:

برخی از کودکان به دلیل دیدن فیلم و کارتون های تخیلی، خود را به جای قهرمان داستان ها می گذارند و در عالم خیالی که برای خود ساخته اند از دنیای واقعی فاصله می گیرند. معلم باید با روشی مطلوب آنها را به دنیای واقعی سوق دهد. اگر کودکان را بی درنگ از عملی که انجام می دهند بازداشته شوند، احساس ترس و از دست دادن اراده تاثیر منفی در شخصیت آنها خواهد گذاشت. در چنین مواقعی “گوش کردن فعال” به آنچه کودکان ابراز می کنند و شرکت دادن آنها در بازی و نمایش های گروهی می تواند موثر باشد. علاوه بر آن، معلم می تواند کودکان را از طریق نقاشی و به تصویر کشیدن افکار خود یا نوشتن داستان در بکارگیری قوه تخیل کمک نماید.

Subscribe to Blog via Email

Enter your email address to subscribe to this blog and receive notifications of new posts by email.

Leave a Comment

Your email address will not be published.

eleven + 16 =