Log in

داستان بقال و طوطی برای آموزش آنلاین زبان فارسی

Published on July 11th, 2020 | Last updated on December 16th, 2020 by | Category: Learn Persian Online with 400 Persian Lessons + Videos | No Comments on داستان بقال و طوطی برای آموزش آنلاین زبان فارسی | 103 Views | Reading Time: 4 minutes

داستان بقال و طوطی

داستان بقال و طوطی

بقالی در مغازه خود یک طوطی زیبا و سخن گو داشت . طوطی هم از مغازه محافظت می کرد و هم با مشتری ها حرف می زد . 

خلاصه طوطی باعث رونق کسب و کار بقال شده بود .: روزی طوطی در مغازه تنها بود او می خواست از یک طرف مغازه به سوی دیگر بپرد که ناگهان به شیشه‌های روغن برخورد کرد و آنها را شکست . هنگامی که بقال به مغازه آمد ، همه جا را روغنی و شیشه های روغن را شکسته دید . او فهمید که این کار طوطی است ، بنابراین عصبانی شد و با دستش محکم به سر طوطی زد . 

ناگهان با این ضربه تمام پر های سر طوطی ریخت و طوطی کچل شد . 

طوطی دیگر سخنی نگفت و در گوشه‌ای از مغازه کز کرد.: از آن روز به بعد کار و کاسبی مرد بقال کساد شد . او برای این که طوطی سخنی بگوید تلاش بسیار کرد ولی موفق نشد . مرد بقال ناامید و ناراحت شد.

چند روز بعد مرد تهی دست و کچلی از کنار مغازه می گذشت ،در این هنگام ناگهان طوطی به سخن آمد و گفت :
مگر تو هم شیشه های روغن صاحبت را شکستی ؟ و او نیز محکم به سرت زده که این چنین کچل شده ای ؟:
با شنیدن این حرف مردم خندیدند .
بقال از این که طوطی شروع به حرف زدن کرد بسیار خوشحال شده بود و سر از پا نمی شناخت .

بود بقالی و وی را طوطیی 

خوش نوایی سبز ، گویا طوطیی

بر دکان بودی نگهبان دکان 

نکته گفتی با همه سوداگران

در خطاب آدمی ناطق بدی 

در نوای طوطیان حاذق بدی .

جست از سوی دکان سویی گریخت 

شیشه‌های روغن گل را بریخت .

از سوی خانه بیامد خواجه اش . 

بردکان بنشست فارغ ، خواجه وش .

دید پر روغن دکان و جامه چرب 

بر سرش زد ، گشت طوطی کل ز ضرب .

روزکی چندی ، سخن کوتاه کرد 

مرد بقال از ندامت آه کرد 

دست من بشکسته بودی آن زمان 

که زدم من بر سر آن خوش زبان .

هدیه ها می داد هر درویش را

تا بیابد نطق مرغ خویش را .

بعد سه روز و سه شب حیران و زار.

بر دکان بنشسته بود نومید وار .

جولقیی سر برهنه می گذشت 

با سر بی مو چو پشت طاس و طشت .

طوطی اندر گفت آمد آن زمان 

بانک بر درویش زد ، که ای فلان .

ارچه ای کل ؟ با کلان آمیختی ؟

تو مگر از شیشه روغن ریختی ؟

از قیاسش خنده آمد خلق را 

گرچه خود پنداشت صاحب دلق را .

کار پاکان را قیاس از خود مگیر . 

گر چه ماند در نبشتن شیر و شیر .

پند داستان بقال و طوطی

هدف مولانا از بیان این داستان، انسانهای ظاهربین و کسانی که مقایسه های بیجا کرده اند، می باشد. مولانا با بیان این داستان می خواهد این گونه انسانها را بیدار کند.

واژگان و اصطلاحات

1- کچل: طاس و بی مو

2- کز کردن: غمگین و ناراحت در گوشه یی نشستن

3- سر از پا نمی شناخت: کنایه از این که بسیار خوشحال بود

4- خوش نوا: خوش آواز

5- گویا: سخن گو

6- دکان: مغازه

7- سوداگران: مشتری ها

8- در خطاب آدمی: به زبان انسانها

9- حاذق: ماهر

10- خواجه: صاحب

11- فارغ: آسوده

12- خواجه وش: بزرگی و متانت

13- از ندامت آه کردن: کنایه از افسوس خوردن

14- درویش: تهیدست، بینوا

15- جولقی: درویش، تهیدست

16- بانک زدن: کنایه از به سخن آمدن و فریاد زدن

17- قیاس کردن: مقایسه کردن

18- صاحب دلق: در اینجا مرد درویش

پرسش و پاسخ

1- طوطی در این داستان، نماد یا سمبل چیست؟

2- هدف مولانا از بیان این داستان چیست؟

3- دو کنایه در این داستان پیدا کنید.


ارتباط با ما برای شرکت در کلاس های آموزش آنلاین زبان فارسی در همه سطوح و سنین:  Contact us


About Dr. Mohammad Hossein Hariri Asl

Dr. Mohammad Hossein Hariri Asl is an English and Persian instructor, researcher, inventor, author, blogger, SEO expert, website developer, and the creator of LELB Society. He's got a PhD in TEFL (Teaching English as a Foreign Language). Study our guest posting guidelines for authors.

View All 3984 Posts by this Author »

We respond to all comments immediately. View the 30 newest comments and new topics in forums.

Leave a Comment

3 × two =