Log in

داستان الاغ تنبل و بار نمک برای آموزش زبان فارسی

Published on February 25th, 2023 | Last updated on October 15th, 2023 by | Category: Learn Persian Online with 400 Persian Lessons + Videos | 10 Comments on داستان الاغ تنبل و بار نمک برای آموزش زبان فارسی | 208 Views | Reading Time: 3 minutes

داستان الاغ تنبل و بار نمک برای آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان به ویژه کودکان و نوجوانان با ویدئو برای آموزش واژگان فارسی در متن، تمرین روخوانی و تلفظ درست کلمات فارسی

ترجمه و ساده نویسی: هاجر عزیز زنجانی

نسخه انگلیسی داستان الاغ تنبل و بار نمک

شما می توانید نسخه انگلیسی داستان الاغ تنبل و بار نمک را نیز بخوانید: Salt Merchant and His Donkey

ویدیوی داستان فارسی الاغ تنبل و بار نمک

شما می توانید ویدیوی داستان الاغ تنبل را در زیر ببینید. با شنیدن و گوش دادن دقیق به داستانهای فارسی، شما می توانید تلفظ درست واژگان فارسی را یاد گرفته و تمرین کنید.

متن داستان فارسی الاغ تنبل و بار نمک

در زمانهای قدیم، مرد مزرعه داری در یک روستا زندگی می کرد. این مرد مزرعه دار، الاغ تنبلی داشت. این الاغ تنبل، همه ی روز را به خوردن و خوابیدن می گذراند.

از قضا، یکی از همسایگان به مرد مزرعه دار می گوید: “می دانی، نمک در روستای آنسوی رودخانه بسیار ارزان تر از روستای ما است.” مرد مزرعه دار که کمی تنگ دست شده بود، به فکر فرو می رود.

بله، مرد مزرعه دار تصمیم می گیرد به روستای آنسوی رودخانه برای خرید نمک برود. او با خرید و فروش نمک، می توانست کاسبی کند. بنابراین، با پولش از این تنگ دستی نجات پیدا می کرد.

learn Persian with story-end of fickleness
مرد مزرعه دار، صبح زود با الاغش برای خرید نمک به راه افتاد

مرد مزرعه دار، صبح زود از خواب بیدار شد. او به سراغ الاغ تنبلش می رود. اما، الاغ به زحمت به خودش تکانی می دهد. مرد مزرعه دار، علف تازه به او می دهد تا بیدار شده و راه بیفتد.

مرد مزرعه دار، در روستای آنسوی رودخانه، نمک را خریده و بار الاغ می کند. الاغ تنبل که تا به حال فقط خورده و خوابیده بود، به زحمت قدم از قدم بر می داشت. آن ها باید از رودخانه عبور می کردند. مرد مزرعه دار با احتیاط، افسار الاغ را گرفت و او را به آرامی می برد. ولی، ناگهان پاهای الاغ لغزید و در آب افتاد.

الاغ در آب دست و پا می زد. الاغ با کمک مرد مزرعه دار از آب بیرون آمد. الاغ وقتی در کنار رودخانه، دوباره سرپا شد، فهمید که چقدر بارش سبک تر شده است. برای اینکه، بار نمک در آب حل شده بود. او خوشحال و راحت، مرد مزرعه دار را برای رسیدن به آغل گرم و نرمش همراهی کرد.

The Ass and His Show from Aesop's Fables with podcast and vocabulary practice
الاغ تنبل از بار نمک راحت شده بود

مرد مزرعه دار، با وجود این که بار نمک را از دست داده بود، ولی زانوی غم بغل نکرد. او با خود گفت: “اشکالی ندارد، الاغم سالم است. فردا می توانم دوباره برای خرید نمک به بازار بروم.”

صبح روز بعد، مرد مزرعه دار با الاغش برای خرید نمک می رود. دوباره، نمک را بار الاغ تنبلش می کند. الاغ که دوست نداشت تن به کار بدهد، با خودش فکر می کند که خودش را در آب بیندازد. به این ترتیب، بار دیگر الاغ از دست بار نمک راحت شده و آسوده به خانه برمی گشت.

مرد مزرعه دار، متوجه حرکت عمدی الاغ و افتادنش در آب شد. او تصمیم گرفت که روز بعد پاسخ سستی و تنبلی الاغ را به او بدهد.

روز بعد، مرد مزرعه دار با الاغ به بازار رفت. او دو برابر روزهای قبل خرید کرد. مرد مزرعه دار، همه ی خریدها را بار الاغ نمود.

الاغ با دیدن رودخانه خوشحال شد. او با خود گفت: “آخ جان، این بار هم خودم را در آب انداخته و از دست باربری تا خانه راحت می شوم.”

الاغ، بدون فکر کردن، پای خود را لغزاند و در آب افتاد. اما، ایندفعه در آب گیر کرده بود.

الاغ، نالان در آب با خود گفت: “ای داد و ای بیداد، پس چرا نمی توانم بلند شوم!!! “

به این ترتیب، الاغ چوب تنبلیش را خورد. مرد مزرعه دار، پنبه از بازار خریده بود. الاغ نمی توانست از جایش بلند شود. چون، بارش پنبه بود. پنبه ها آب را به خود جذب کرده و دو برابر سنگین تر شده بودند.

The Horse and the Ass from Aesop's fable with vocabulary practice
الاغ بیچاره، مجبور شد دو برابر روزهای قبل، بار به خانه ببرد

مرد مزرعه دار، الاغ را از آب بیرون کشید. الاغ بیچاره با زحمت فراوان، دو برابر روزهای قبل، بار به خانه برد. الاغ خسته و کوفته به خانه رسید. اما، درس خوبی از مرد مزرعه دار برای تنبلیش گرفت.

واژگان فارسی داستان الاغ تنبل

تنگ دست: فقیر، بی پول

به فکر فرو رفتن: فکر کردن

کاسبی کردن: پول درآوردن، خرید و فروش کردن

سر پا شدن: از جا بلند شدن

لغزیدن: سُر خوردن، لیز خوردن

آغل: محل نگه داری چهار پایان و حیوانات مزرعه مثل الاغ، گوسفند و …

زانوی غم بغل کردن: غصه خوردن، ناراحت شدن

تن به کار دادن: کار کردن، زحمت کشیدن

چوب تنبلیش را خورد: نتیجه سختی از تنبلی خود گرفت

پرسش و پاسخ

به سوال های مربوط به داستان الاغ تنبل و بار نمک در کامنت جواب دهید.

1- داستان الاغ تنبل و بار نمک چه درس آموزنده ای برای ما داشت؟

2- چرا مرد مزرعه دار برای خرید نمک به روستای دیگری رفت؟

3- با چه اصطلاح های فارسی در داستان الاغ تنبل آشنا شدید؟

4- چه کسی در داستان الاغ تنبل تنبیه شد؟

10 comments on “داستان الاغ تنبل و بار نمک برای آموزش زبان فارسی”

  1. الاغ در آب افتاد با نمک اما مرد مزرعه‌دار گفت اشکال نداره دفعه بعد هم الاغ امین کار را کرد پاش لخشید در آب افتاد

    • آفرین بر شما. خیلی خوب با گذاشتن کامنت، فارسی نوشتن را تمرین می کنید. اشتباه های شما
      با نمک = بار نمک
      لخشید = لغزید
      امین کار را کرد = همین کار را کرد

  2. الاغ نمی‌توانست بار سنگین را ار کند به خاطر که الاغ خیلی تنبل بود از کنار رودخانه می‌گذشت با نمک در داخل آب افتاد و گفت الاغ

    • بله، الاغ در این داستان خیلی تنبل بود و نمی خواست کار کند و یا می شود گفت که الاغ تنبل، به کار کردن عادت نداشت. اشتباه های شما
      ار کند = بار کند
      با نمک = بار نمک

  3. الاغ تنبل ا مزرعه‌دار رفتن اون طرف رودخانه نمک بخرند اما لاغ تنبل نمی‌توانست که نمک را بر خانه بیاورد

    • بله، درسته. برای الاغ تنبل، سخت بود که بار نمک را از آن طرف رودخانه به خانه مزرعه دار بیاورد

    • بله، کاملا درسته. در این داستان، الاغ خیلی تنبل بود و از کار کردن فرار می کرد. ولی صاحب الاغ، به او درس خوبی داد. در آخرین بار که الاغ می خواست از رودخانه رد بشود، الاغ در آب رودخانه گیر کرد چون بار او، پنبه بود که در آب خیلی سنگین شده بود. الاغ تنبل یاد گرفت که تنبلی اصلا خوب نیست

    • بله، درست است. سستی و تنبلی باعث می شود تا برای از زیر کار در رفتن، بهانه های دروغین آورده شود و از راستگویی فاصله گرفته شود، همان طوری که در این داستان، الاغ تنبل این کار را انجام داد

Leave a Comment

Chat