Log in

داستان فارسی شیر و دلفین با ویدیو برای آموزش فارسی به کودکان و نوجوانان

داستان فارسی شیر و دلفین با ویدیو برای آموزش زبان فارسی به کودکان و نوجوانان به همراه لیست واژگان جدید و پرسش و پاسخ

نسخه انگلیسی داستان شیر و دلفین

برای خواندن داستان شیر و دلفین به زبان انگلیسی، اینجا را کلیک کنید.

داستان شیر و دلفین

روزی روزگاری، شیر نیرومندی در کنار دریا مشغول قدم زدن بود که ناگهان دلفینی را در میان موج های دریا دید. شیر و دلفین با هم سلام و احوال پرسی کردند و به هم پیشنهاد دوستی دادند.

شیر همان طور که در ساحل دریا ایستاده بود، رو به دلفین کرد و گفت:

«دلفین جان، دوست عزیزم. موافقی با هم پیمان دوستی و برادری ببندیم؟ آخه من سلطان جنگل هستم و تو سلطان دریا. پس بیا با هم همیشه دوست و برادر باشیم!»

دلفین با خوشحالی پیشنهاد دوستی شیر را پذیرفت و شیر و دلفین با هم دوست و برادر شدند.

چند روز بعد، شیر در همان نزدیکی ها و در ساحل دریا، یک گاو وحشی را دید که به او حمله کرد. شیر هم، در مقابل، از خود دفاع کرد ولی گاو وحشی خیلی قوی و نیرومند بود.

بنابر این، شیر با صدای بلند، دوستش دلفین را صدا زد و از او کمک خواست.

دلفین خیلی زود سرش را از آب بیرون آورد و تمام تلاشش را کرد تا به شیر کمک کند ولی نتوانست برای نجات دوستش شیر وارد خشکی شود.

شیر که از کمک نکردن دوستش دلفین بسیار ناراحت شده بود، دلفین را سرزنش کرد و به او گفت:

«پس تو چه دوستی هستی وقتی در مشکلات به من کمک نمی کنی! تو با این کارت، پیمان دوستی مون رو زیر پا گذاشتی!»

دلفین از داخل دریا به شیر جواب داد:

«ای دوست عزیز، من خواستم کمکت کنم، ولی راستش نتونستم. آخه اگرچه من سلطان دریا هستم، ولی تو خشکی و بیرون از دریا، هیچ قدرتی ندارم و حتی نمی تونم قدم از قدم بردارم.

ضرب المثل و اصطلاحات مربوط به داستان

دوستی خاله خرسه

این ضرب المثل کنایه از این دارد که دوستی باید بر اساس منطق و عقل باشد تا دو دوست بتوانند به یکدیگر کمک کنند و برای یکدیگر مفید باشند.

به پرسش های زیر پاسخ دهید.

1- دوستی بین شیر و دلفین چه مشکل بزرگی داشت؟

2- آیا توقع یا انتظار شیر از کمک دلفین بجا بود؟

3- چرا دلفین نتوانست به شیر کمک کند؟

4- آیا دلفین در دوستی با شیر کوتاهی کرده بود؟

20 comments on “داستان فارسی شیر و دلفین با ویدیو برای آموزش فارسی به کودکان و نوجوانان”

  1. که یکی از آن ها در خشکی بود و دیگری در آب.
    به همین خاطر نمی‌توانند به هم کمک کنند

    نه چون که دلفین نمی‌توانست به شیر کمک کنند چون او نمی‌توانست در خشکی مرود

    چون که ماهی ها نمی‌توانند در خشکی بروند

    نه چون که کاری نمی‌توانست بکند

    • آفرین امیرعلی، خیلی خوب و کامل به پرسش ها جواب دادی.
      در اصل، دوستی شیر و دلفین هم مانند دوستی خاله خرسه بود.
      چون اگر منطقی به دوستی این دو جانور نگاه کنیم، می فهمیم که آنها نمی توانند دوستان خوبی برای یکدیگر باشند
      یک ضرب المثل دیگر در زبان فارسی وجود دارد که می گوید: کبوتر با کبوتر، باز با باز
      معنی این ضرب المثل این است که افرادی که به یکدیگر شبیه هستند، معمولا بیشتر با هم ارتباط برقرار می کنند

    • چون او مثل ماهی بود و توی دریا زندگی می کرد
      و بود را از آخر جمله حذف کنید
      حذف کردن: omit

  2. ۲. توقع یا انتظار شیر از کمک دلفین بجا نبود چون دلفین نمی تواند روی خشکی باشد حتی اگه او می خواحد

    • حتی اگر او بخواهد
      می خواهد –> بخواهد – به خاطر اینکه این قسمت از جمله، شرطی است
      بخواهد، ه دوچشم دارد، نه ح جیمی، مثل حوله، حوصله، و غیره

  3. ۱. دوستی بین شیر و دلفین مشکل بزرگی داشت که دلفین تواند فقط توی دریا باشد و شیر فقط روی خشکی باشد

    • دوستی بین شیر و دلفین این مشکل بزرگ را داشت که دلفین فقط می تواند در دریا باشد / زندگی کند و شیر فقط در / روی خشکی
      چون جمله را رسمی نوشتید، به جای “توی” از “در” استفاده کنید. همه جای جمله باید رسمی و یا همه جای جمله باید غیر رسمی باشد.
      Be consistent

Leave a Comment

Chat