Reply To: داستان فارسی دوستی واقعی برای آموزش فارسی

#104244

کلاغ با قار قار به دوستانش گفت: بیایید یک دوری در جنگل بزنیم و آهو را پیدا کنیم.

لاک پشت، خرگوش و کلاغ همه جا را به دنبال آهو گشتند. آن ها خرس را دیدند و از او پرسیدند؟ «خرسی تو خبر داری آهو کجاست؟» خرس جواب داد: «نه من آهو را ندیدم.«

کلاغ به خرسی گفت: تو که آهو را نخوردی؟

خرسی خندید و گفت: نه من که آهو نمی خورم. من ماهی و عسل دوست دارم.

دوستان آهو باز به راه خود ادامه دادند تا بتوانند آهو را پیدا کنند تا این که کلاغ آهو را دید که در دام شکارچی ها افتاده است.

کلاغ خبر را برای دوستانش برد و آن ها باید برای نجات آهو فکری می کردند.

Categories:

This page was published on by