Log in

تمرین خلاصه نویسی در فارسی با داستان بوفالوی باهوش

تمرین خلاصه نویسی در زبان فارسی برای تقویت مهارت نوشتن به شکل عملی و کاربردی در کلاس آنلاین فارسی برای غیر فارسی زبانان به ویژه کودکان و نوجوانان با فارسی آموزی از کشور آمریکا تمرین خلاصه نویسی در فارسی با داستان بوفالوی باهوش در این فعالیت آموزشی، فارسی آموز قبل از کلاس ویدئوی داستان را

Read more


About Hajar Aziz Zanjani

Hajar Aziz Zanjani is a professional Persian / Farsi teacher and full-time content developer in Farsi at LELB Society. She has published hundreds of original Persian lessons, created hundreds of Persian podcasts, and taught so many Persian students all around the globe. She's got an MBA degree and is an SEO expert. Study our guest posting guidelines for authors.

View All 213 Posts by this Author »

We respond to all comments immediately. View the 20 newest comments and new topics in forums, or create a new topic in forums. You can also contact us to leave voice messages.

15 comments on “تمرین خلاصه نویسی در فارسی با داستان بوفالوی باهوش”

  1. داستان در مورد یک بوفالو است به اسم بونتی است. بونتی با صاحبش ادگار زندگی می کرد. یک روز ادگار تصمیم گرفت بوفالو دیگری بیاورد. یک روز، بونتی در حال خسته شدن بود، بنابراین صاحبش تصمیم گرفت او را بدون کار در جنگل آزاد کند.
    . در جنگل، روباهی بدجنس سعی کرد بونتی را بترساند ولی موفق نشد برا ین که بونتی عاقل بود و در این موقعیت آرام بود.

    • سلام پریسا. امیدوارم حالت خوب باشه
      خیلی خوشحالم که می بینم داری مثل خواهرت، دل آرا، خلاصه نویسی تمرین می کنی
      و این کار رو خیلی خوب انجام میدی
      فقط چند نکته هست که بهتره در نظر بگیری
      در جمله اول، نیازی به استفاده از 2 “است” نیست. می تونی یکی رو حذف کنی
      بوفالو دیگری = بوفالوی دیگری
      برا ین که = برای اینکه

    • آفرین، این اولین خلاصه نویسی داستان شما بود و خیلی خوب پاسخ دادین
      می تونی بگی اگر بونتی می ترسید چه اتفاقی می افتاد؟

  2. داستان راجع به یک بوفالو به اسم بونتی است. بونتی و صاحبش ادگار در یک مزرعه زندگی می کردند. ادگار
    یک بوفالو دیگر خرید. یک روز که بونتی خیلی خسته شده بود, ادگاربا خودش فکر کرد که وقت رفتن بونتی رسیده پس بونتی را به جنگل برد و
    ازاد کرد. در جنگل روباه بدجنس سعی کرد بونتی را گول بزند اما موفق نشد. بعد از ببر استفاده کرد که به بونتی صدمه بزنه ولی بونتی عاقل . بود. بونتی ارام شد و زودی فکر کرد که روباه و ببر را فراری بدهد. بونتی موفق شد و یک درس خوبی به خودش و روباه داد

    • سلام دل آرا. واقعا عالی خلاصه نویسی کردی! بهت تبریک می گم. خیلی خوب بود.
      تنها اشکال دستور زبانی یا گرامری این بود که “بوفالو دیگر” باید به “بوفالوی دیگر” تبدیل بشه. یعنی یک “ی” باید اضافه بشه

    • آفرین، بله همان طور که گفتی بونتی موقع خطر نترسید و دست وپایش را گم نکرد بلکه کاری کرد که روباه حیله گر تنبیه شود

    • خیلی خوب داستان رو تمام کردی: (بونتی موفق شد و یک درس خوب به خودش و روباه داد.) می تونی بگی چه درسی به خودش داد؟

    • بله؛ بوفالو حواسش را جمع کرد و دست و پایش را گم نکرد
      بوفالو گفت: آهای روباه، تو که می دانی ما دو تا هستیم چرا فقط یک ببر برای غذای امروز ما آوردی؟

    • حیوان اهلی: حیوانی که آدم ها ازش نگهداری می کنند
      بوفالو حیوان اهلی بود و تا آن موقع تنها زندگی نکرده بود

Leave a Comment