داستان دختر شیر فروش – آموزش فارسی با داستان برگرفته از داستان های ازوپ با پادکست، واژگان و اصطلاحات جدید برای آموزش آنلاین زبان فارسی https://www.youtube.com/watch?v=_ffoMu3DY6s روزی، در یک روستا، دختری شیر فروش که کارش در مزرعه تمام شده بود، ظرف شیر را بر شانه های خود گذاشت و به طرف خانه ی خود به راه افتاد. همین طور که راه می رفت، با خود فکر می کرد. دختر شیر فروش به خود گفت: خوب اگر این ظرف شیر را بفروشم، می توانم با پول آن 300 (سیصد) تا تخم مرغ بخرم. بعد اگر از تخم مرغ ها مراقبت کنم، ...
Leave a Comment
You must be logged in to post a comment.




جوجه را اتر پاییز می شمارند یعرد باید نتیجه را پااییپر کار ببیم
کلمه های صحیح: آخر – یعنی – پایان – ببینیم
جوجه را آخر پاییز می شمارند
ما باید پیش خیال بافی نکنیم شاید اتفاق خوبی بیفتد شابد بد
بله، همان طور که شما گفتین، در دنیای خیالی همه تصورهای ما خوب هستند. اما، در دنیای واقعی، اتفاق های خوب و بد هر دو امکان پیش آمدن دارند. در دنیای واقعی، اتفاق های غیر قابل پیش بینی هم وجود دارند که باید خود را برای آن ها آماده کنیم.
به خاطر که شیر به زمین افتاد و خیلی خیال بافی می کرد
بله، درست است. دختر شیر فروش آنقدر در رویاهایش غرق شد که دنیای واقعی را فراموش کرد. رویا و هدف داشتن در زندگی خیلی خوب است. به شرط اینکه، برایش برنامه ریزی کنیم و مرحله به مرحله انجام دهیم.
تخم مرغ
آفرین! این شکل درست نوشتن “تخم مرغ” است
فکر نکن که همی تخم مورگ ها نمیشند
همه تخم مرغ ها جوجه نمی شوند.
شیره از شانش افتاد و به زمین خورد
شیر از شانس …
“شیره” بیشتر در گفتگو به کار می رود و نه در نوشتن.
2. که نباد طمع کار نباشی
نباید طمع کار باشی
دختر شیرفروش قبل از به نتیجه رسیدن زحمت هاش، خیال بافی کرد. هیچ کدام از فکرهاش عملی نشد چون فقط در خیال او و غیر واقعی بود