داستان دختر شیر فروش – آموزش فارسی با داستان برگرفته از داستان های ازوپ با پادکست، واژگان و اصطلاحات جدید برای آموزش آنلاین زبان فارسی https://www.youtube.com/watch?v=_ffoMu3DY6s روزی، در یک روستا، دختری شیر فروش که کارش در مزرعه تمام شده بود، ظرف شیر را بر شانه های خود گذاشت و به طرف خانه ی خود به راه افتاد. همین طور که راه می رفت، با خود فکر می کرد. دختر شیر فروش به خود گفت: خوب اگر این ظرف شیر را بفروشم، می توانم با پول آن 300 (سیصد) تا تخم مرغ بخرم. بعد اگر از تخم مرغ ها مراقبت کنم، ...

🔒 Log in to continue reading this lesson.

Leave a Comment

15 thoughts on “داستان دختر شیر فروش – آموزش فارسی با داستان”

    1. Hajar Aziz Zanjani

      بله، همان طور که شما گفتین، در دنیای خیالی همه تصورهای ما خوب هستند. اما، در دنیای واقعی، اتفاق های خوب و بد هر دو امکان پیش آمدن دارند. در دنیای واقعی، اتفاق های غیر قابل پیش بینی هم وجود دارند که باید خود را برای آن ها آماده کنیم.

    1. Hajar Aziz Zanjani

      بله، درست است. دختر شیر فروش آنقدر در رویاهایش غرق شد که دنیای واقعی را فراموش کرد. رویا و هدف داشتن در زندگی خیلی خوب است. به شرط اینکه، برایش برنامه ریزی کنیم و مرحله به مرحله انجام دهیم.

    1. Hajar Aziz Zanjani

      دختر شیرفروش قبل از به نتیجه رسیدن زحمت هاش، خیال بافی کرد. هیچ کدام از فکرهاش عملی نشد چون فقط در خیال او و غیر واقعی بود

Scroll to Top